|
رسم دعا به شيوهي خوبان...
رسم دعا به شيوهي خوبان... در يك شب باراني كشتي تجار گرفتار طوفان شده و همه آنها جز دو نفر غرق ميشوند. آن دو با كمك تخته پارهاي خود را به جزيرهي دوره افتادهاي ميسارنند. پس از گذشت چندين روز، تلاش ودعاهاي آنها براي نجات به جايي نميرسد. سپس هر نفرشان به اين نتيجه ميرسند كه شايد خدا ميخواهد فقط يكي از آنها را نجات دهد. پس تصميم ميگيرند كه يكي از آنها با شنا كردن به جزيره ديگري كه درهمان نزديكي است برود. بعد اين اتفاق و گذشت چندين روز و دعا كردن آنها در خلوت، كشتي بزرگي از آنجا عبور ميكند و يكي از آنها نجات پيدا ميكند. او كه نجات يافته بود مرتب خدا را سپاس ميگفت كه نجات يافته است. ساعتي بعد او در كشتي بخواب ميرود. درخواب ملكي به او نهيب ميزند كه چرا از دوست خود غافل شدهاي و براي نجاتش اقدامي نكردي؟ او ميگويد خداوند دعاهايم را اجابت كرد و نجات يافتم. حتماً اين خواست خداست كه دوستم نجات پيدا نكند. آن ملك در پاسخ گفت: تو سخت در اشتباه هستي. تو در این مدت تنها براي خودت دعا ميكردي، اما در مقابل دوستت فقط براي نجات تو دعا ميكرد و خداوند دعاي او را در حق تو اجابت كرده است... آن مرد از خواب برخواست و در اوج پشيباني براي نجات همراهش اقدام كرد.
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 17:30 بفرماييد افطار...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 18:0 قابی که سرخ است...
انجمن عکس ایما وابسته به خانه مهر اندیشان جوان با مشارکت خانه عکاسان ایران ،مرکز فرهنگی و هنری نوجوانان تهران،موزه هنرهای معاصر فلسطین ،فراجتماعی و فرهنگی ناحیه 4 شهرداری منطقه 11برگزار می کند. نمایشگاه قاب سرخ 2 (دومین مجموعه اثار عکاسی هنرجویان هنرستان های شهر تهران) روز یکشنبه در تاریخ27/11/1387 ساعت 17 در موزه هنر های معاصر فلسطین با حضور آقای اولیاء زاده (ریاست محترم خانه عکاسان ایران) وآقای طوفانی( ریاست محترم مرکز فرهنگی و هنری نوجوانان تهران) و سرکار خانم محبوبه پلنگی(مدیر محترم موزه هنرهای معاصر فلسطین) و با حضورهنرجویان شرکت کننده در این طرح وعلاقه مندان افتتاح شد. 150 هنرجوی نخبه بعد از گزینش از بین دانش آموزان 72 هنرستان عکاسی و گرافیک و بعد از گذراندن کارگاه های آموزشی با محوریت عاشورا این نمایشگاه گروهی را برگزار نمودند. لاذم به ذکر است این نمایشگاه تا تاریخ 7/12/1387 جهت بازدید علاقه مندان در موزه هنرهای معاصر فلسطین واقع در خ طالقانی ، جنب سینمای فلسطین،خ برادران شهید مظفر، شماره 64 دایر می باشد. گزارش تصویری: http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M432505.jpg |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 18:53 كمي روستا، كمي كوير ... 1368
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 12:45 آسمان من...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت 17:3 بچه گربه در سرویس عکس فارس
بچه گربه در سرویس عکس فارس همكاران سرويس عكس فارس امروز با شنيدن صداي پي در پي و ناله ي بچه گربهاي چند روزه با قلبهايي سرشار از نوع دوستي!! در عملياتي برق آسا نجاتش داده اند. وقتي من رسيدم شير و شيشه ي شير خريده بودند. سريع دست بكار شديم و با سرنگ چند قطرهي شير بزور در حلقش ريختيم. اكنون در گراني اين روزها ما ماندهايم و سرپرستي اين موجود كوچك...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:43 ترکیب بندی مربع
مشهد مقدس/ فروردين ۱۳۸۷ |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 18:55 امام خمینی در شب 22 بهمن سال 57 ...
امام خمینی در شب 22 بهمن سال 57 ... این عکس منحصر بفرد در شب ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ در مدرسه علوی توسط جهانگیر رزمی گرفته شده است. امام خمینی غرق در اندیشه و تفکر هستند... برای دیدن نسخه بهتر این عکس میتوانید به مجله شاهد یاران شماره ۱۵ ( بهمن ماه ۸۵) یا سایت http://www.shahedmag.com/ppdf/5237/p0523700150041-VSKYRL.pdf مراجعه کنید
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 18:47 دو برادرون...
دو برادرون.../ این بطریهای آب هم جذابیتهای خاص خودشان را دارند. تو ماهی که گذشت مجبور بودم با قطار کلی سفر به مشهد داشته باشم. این عکس رو تو یه غروب واقعاْ دلگیر گرفتم. دوستان نزدیکم معنی این جمله رو بهتر می فهمند... یه کار دیگر هم سال گذشته از توی کوپه قطار از بطریهای آب گرفتم که در توی همین وبلاگم قبلاْ دیدین. وقتي به اين دو بطري آب نگاه ميكردم يه حسي غريبي با من زمزمه ميكرد و ميگفت ببين، اين دو برادرون در كنار هم دارن به غروب آفتاب نگاه ميكنند. حتما اينها هم مثل تو، كلي غم توي دلشون دارن...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 16:19 سفره خاطره انگیز افطار...
سفره خاطره انگیز افطار...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 16:35 دیدار با سایه ها در عصر جمعه...
دیدار با سایه ها در عصر جمعه... عصر جمعه، بهشت رضای مشهد/ سوم شهریور. سوم شهریور روز تولد من است. زیاد فرصت نبود... کار کمی علجه ای شد. میگویند قبل از غروب آفتاب باید قبرستان را ترک کرد...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 18:13 مرد نمد فروش...
مرد نمد فروش...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 16:25 پسرم رضا..
پسرم رضا... امروز سری زده بودم به پوشه کارهای سال گذشته. رضا کوچولو در تابستان سال گذشته اون فیلم « شگفت انگیزان » را روزی ۴ بار نگاه میکرد. رضا حسابی رفته بود توی حس فضای فیلمه...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:11 عید امسال مشهد جایتان خالی بود...
عید امسال مشهد جایتان خالی بود... دعا گوی همه دوستان و مراجعه کنندگان مهربان این جویبار بودم. این تصویر میتونه هدیه مناسبی باشه. جایتان واقعاْ خالی بود. |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 18:27 عکس سال به انتخاب عکاسان....
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 17:21 رستوران پرندگان ...
رستوران پرندگان ... « رستوران پرندگان » عنوان یه رمانی که هنوز در حال نوشته شدنه. وقتی که مهربان بودی دلت نمی آد حتی گرسنه بودن پرنده ها رو هم ببینی... فرقی نمیکنه. چه زمستون، چه تابستون. وقتی به بفکر پرنده ها بودی و یه کار کوچولو واسه شون انجام دادی، منتظر کار خیرت باش. یکی هست که این کار شما را ببینه و جبران کنه... پرنده های خدا گرسنه اند توی این هوا. فقط یه کاسه گندم ...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 20:1 برف رنگی- برف سیاه و سفید...
برف رنگی- برف سیاه و سفید...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 19:38 شبه جن...
شبه جن... تا حالا شده سراغ بقچهي لباسهاي قديمي بروين و يه لكههايي رو روي لباسها ببينين. حتي لباسهايي كه يه مدت استفاده نشده باشه. مگن، از ما بهترون بردن استفاده كردن... چند شب پيش رفتم زير زمين ببينيد چي ديدم... راستي يه چيز ديگه. ميگن بعضي گربهها روح جن دارن. شما هم شنيدين ...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 16:30 سال 2007 هم آمد...
زیارت قبول...
آن بالا چه خبر است...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه هشتم آبان 1385 و ساعت 16:30 درخت یک مفهوم است...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه هشتم آبان 1385 و ساعت 16:27 دستاني كه خالياند
دستاني كه خالياند... خدا نخواهد كه اين ماه (رمضان ) هم بگذرد و ما هنوز با دستاني خالي با جاي مانده باشيم... |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 17:48 خورشیدهای تابستان
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 18:1 همه طبیعت
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 16:49 ققنوس درختانه
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 16:40 کمی فرم
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 و ساعت 16:34 انسان و گندم
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 0:46 جرعه ای گرافیک در صبحی بهاری
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 0:44 صبح عشقولانه
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 0:41 خورشید دلیل امروز است
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 0:39 1368/ کاشمر
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 16:13 درختان کهن/ 1368 / کاشمر
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 16:5 قبرستان ده/ 1368 / روستای روح آباد / کاشمر
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 16:5 نمای خلوت عارف
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه دوازدهم خرداد 1385 و ساعت 15:58 سیه پوشان خورشید
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 18:1 سیه پوشان خورشید
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 18:1 سروری بلند در کوچه
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 17:56 مفهوم روستا
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:20 بيبيجان
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:18 شاید آدمی
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:50 جاده همیشه
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:41 همه خوبها
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:38 درختها عبور نمی کنند
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:35 کمی ایران/ 1368
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه سیزدهم اسفند 1384 و ساعت 19:56 درختان شهري
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 16:54 درختان شهري
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 16:51 درختان شهري
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 16:25 درختان شهري
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 16:23 عکاسی و عکس گرفتن باید همیشه به عهده ی عکاسان باشد. این درحالی است که هنرمندان نقاش و گرافیست حتماً عکاسی را میدانند و باید خوب عکس بگیرند... اگر چنین نباشد در میدان کارشان نقصی پنهان خواهدبود. گرافیست لزومی ندارد دوربین بدست بگیرد و در واقع خبری حضور پیدا کند و عکس تولید کند، اما برای آنکه مهارتهایش را هر روز توان مضاعفی بخشد میتواند در این میدان هم هنر و استعدادش را بکار بگیرد تا آثاری از این دست نیز خلق کرده باشد... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 2:0 |
|



















