|
تقی زاده - او که نمیتواند استاد نباشد...
تقی زاده - او که نمیتواند استاد نباشد... بهار ۱۳۶۷ براي من همراه بود با افتخار بزرگي. خدا خواست كه استادم را پيدا كنم. او گم نشده بود كه پيدايش كنم، بلكه من، گمشدهام را هنر در يافتم. او با روح بلند و مهربانش هر آنچه يك شاگرد مستعد بايد بداند به من آموخت. خوب آموختن من، او را به سر شوق ميآورد تا بيشتر بگويد... كسي كه ميخواهد از هنر بداند و فراگيرد. طراحي ، نقاشي، مجسمهسازي، معماري پست مدرن، سراميك، سفال و... تاريخ هنر. او ميگويد من آنچه را كه نتوانم انجام دهم، تدريسش هم نميكنم. او آنچه را كه گفتم در سطح اوجش ميداند و انجام ميدهد. نمونهاش انجام بيش از هشتاد هزار متر معماري پستمدرن، از طراحي تا اجراي آن. هر پروژه و هر متر آن، حركتي نو است، بدون كمترين تكرار در فرمها. نقاشيهايش، فقط بايد ديده شوند. اگر بدانيم، در خواهيم يافت چه اثري در مقابلمان قرار دارد و ... سايتش، تصاويري از آثار فوقالعادهاش را در برابر مان قرار ميدهد. با احترام به مقام بلند استادم ... ذاكري |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 15:29 وقتی به قاتل خود لبخند میزنیم...
دوباره ببينيد/نوبت اول چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 وقتی به قاتل خود لبخند میزنیم... ما ایرانی ها اخلاقی های عجیبی داریم. طرف براحتی برای حذف مان اقدام میکند، ما هم مثل پیامبران به آنها لبخند میزنیم. بعد طرف با خود می نشیند و میگوید لابد کار ما زیاد هم بد نبوده. و گرنه باید چهار تا فحش که می شنیدیم. باور کنید در این مواقع طرف یک لحظه هم فکر نمی کند که این نجابت شماست که ماجرا را تمام شده میداند. براستی آیا آنها ارزش گذشت و رفتار بزرگ منشانه ی شما را درک میکنند !! |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 19:11 رأيگيري اينترنتي، راه برونرفت از بحران دوسالانه كاريكاتور
رأيگيري اينترنتي، راه برونرفت از بحران دوسالانه كاريكاتور
خبرگزاري فارس: عليرضا ذاكري هنرمند كاريكاتوريست، پيشنهاد كرد براي برونرفت وي در بخشي از نامه خود چنين آورده است: «ليست بيانيه تحريم دوسالانه كه منتشر شد، چندان حيرت نكردم. چون طبيعي است در ميانه هياهوي رخدادهاي بزرگي شبيه ماجراي پس از انتخابات دهم، برخي بخواهند ميداندار حركتي گردند تا به مصالح حزبي و شخصي خود دست يابند. روي سخن من با كاريكاتوريستهايي است كه با عنوان لفظي «صنفي»، بيانيهاي مبني بر تحريم دوسالانه بينالمللي كاريكاتور، صادر كردهاند. اين بيانيه در ادامه با امضاي جمعي از كاريكاتوريستهاي كشور همراهي شد. پرسشهاي فراواني در مواجه با اين اقدام در ذهن نقش ميبنندد. اول اين كه اين حركت صنفي است يا سياسي؟!. با مراجعه به محتواي بيانيه چنين برميآيد كه مفاد آن تنها به ماجراها و آسيبهاي پس از انتخابات دهم اشاره مستقيم دارد. اما صرف اين كه جمعي از هنرمندان صنفي، در اين مسير قرار داده شدهاند، اين حركت صنفي خوانده خواهد شد؟!. آيا اين تصميم صنفي با رأي اكثر كاريكاتوريستهاي حرفهاي كشور صورت گرفته است؟ اگر اين تصميم با راي همه اعضاي حرفهاي آن صنف نباشد، اما تبعات اين حركت متوجه همه هنرمندان اين صنف خواهد بود!» |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 15:49 مسعود دهنمكي، همان ماهي كوچولو باش ...
قصد نقد نویسی نداشتم اما انگار نمی شود ننوشت . مسعود دهنمكي، همان ماهي كوچولو باش ... هنوز هم اين طرحم را وقتي مي بينم بي اختيار ياد مسعود دهنمكي در ذهنم مجسم مي شود كه انصافاً مصداق بارز محتواي اين طرح در جامعه خودمان است. وقتي فيلم دهنمكي خوب ميفروشد و او در كارش خوب هم رشد مي كند تحمل رشد و موفقيت او براي برخي آدمها سخت است، عمده دليل ناسازگاري اين آدمها به اين بر ميگردد كه بسياري از فيلمسازان با تخصص و با كلاس كشورمان كه ادعاي كاربلدي هم دارند، سالهاست، زور ميزنند اما واقعاً نميتوانند فيلم پرفروش بسازند. لابد ميگويند فيلم پر فروش كه دليل خوب بودن فيلم نيست. اين معيار چرا براي سينماي ديگر كشورها كه فيلمي خوب بفروشد مبناي موفقيت است، اما در كشور ما مصداق ندارد! آنجا فيلمي پرفروش شود فيلم خوبي است ، اما در ايران نه!!؟. چرا حواسمان نيست. كي بدش ميآيد فيلمش خوب بفروشد. شايد صحبت فرصتها به میان آید. فراموش نكردهايم كه خيليهاي ديگر هم سالها فرصت و امكانات و سرمايه در اختيار داشتند. خيز ساخت فيلم پرفروش هم برداشتند آیا كسي فروش ميليوني فيلمي را در ايران ديد...؟؟! چرا نميخواهيم بپذيرم و انصاف را نگه داريم. واقعاً هر آدم ديگري غير از مسعود دهنمكي دركارش تا اين حد موفق بود باز هم اينقدر برايش حرف و حديث زده ميشد. خب طبيعي است، راهي كه همه زور ميزنند هر جور شده بروند و نتوانند، كسي از راه برسد و خوب هم موفق شود، تحميل و ديدنش واقعاً سخت ميشود، غير از اين است... |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 و ساعت 17:36 کمی ده نمکی
کمی تا قسمتی مسعود ده نمکی...؟ « اخراجی ها » فیلم مسعوده. کلی دیدنی و شنیدنی داره. دوست داشتم شما هم از کارش سر در بیارین. اینم لینکش http://dehnamaki.blogfa.com |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 2:33 تکنیک خیره کننده گاتو
... گاتوی نقاش نمایشگاه بین المللی هولوکاست به همت خانه کاریکاتور و روزنامه همشهری و موزه هنرهای معاصر در یک عصر گرم تابستانی در موزه هنرهای فلسطین افتتاح شد. گاهی وقتها من دیرمی رسم. اما آن شب زیاد هم دیر نبود. سالن های نمایشگاه خبر از افتتاحی گرم و پر استقبال می داد. دوربین های تصویر برداری هر طرف دیده میشد. دوری زدم و کارها را دیدم. خوب بود بعضی آثار واقعا قابل تحسین بودند... کارهای گاتوی ایتالیایی چیز دیگری بود. خوب نقاشها در اجرای آثارشان موفق تر و آسوده تر کار می کنند. اما کارهای گاتو نشان از عشقی خاص بود... انگار نشسته و همه مهارتش را بکار گرفته تا آثار چشمگیری به نمایشگاه هولوکاست برساند... جداْ کارهای او جای تقدیردارد و امید دارم کارهایش جازه ای ببرد و همین آرزو را برای کاریکاتوریستهای هموطن خود دارم. اما... نکته مهم و قابل بحثی بود که کمی توقع مرا تحریک کرد. ای کاش بعضی کاریکاتوریستهای صاحب نام ایرانی که معمولا در هر رویداد کاریکاتوری کشور شرکت گسترده دارند، در این حرکت جهانی شرکت هم می کردند... گاتو ایتالیانی از آنطرف دنیا با چه عشق و علاقه ای در این حرکت ضد صهیونیستی شرکت میکند و هم راه ماست و لی بعضی آقایان هموطن ما خود را در این مسیر هم فکر نمی دانند...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 18:9 نمایشگاه بین المللی هولوکاست افتتاح شد
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 17:40 |
|



