تبليغاتX
جویبار
 پرواز نرخ ها...

پرواز نرخ ها...

در کشور ما نرخ ها در پی بهانه اند تا به پرواز در آیند. بنزین با تمام توان توانست نقش خودش را در این میان بازی کند. در گذشته نیز افزایش حقوق کارمندان سبب اصلی افزایش نرخ ها در شروع هر سال بود. حال اندیشه بفرمایید  قرار باشد حق یارانه (  سوبسید ) نقداْ به حساب مردم واریز شود. بی شک آن زمان نیز نرخ ها به سبک گذشته افزایش خواهند یافت. ای کاش مدیران  اقتصادی کشور همان سیاست حذف نقدینگی را در پیش گیرند تا نرخ افزایش پیدا نکند. انگار تا همین چند ماه پیش هم قرار بر همین بود. حذف نقدینگی!        

                                

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 18:40  
 خط قرمز رجال...

خط قرمز رجال...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:5  
 تیرباران خورشید...

تیرباران خورشید...

عصر عاشورا به دستور عمربن سعد، امام حسین را تیرباران کردند... بیش از ۱۲۰ تیر و جای ضربه شمشیر بر پیکر مطهر پسر پیغمبر وارد شد . در آن دم همگان، شعاع خورشید را دیدند...

پوستر براي مراسم اربعين حسين / اسفند 86 / طراح:عليرضا ذاكري

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 16:8  
 شب عاشقان بیدل ...

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد ...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 17:11  
 

وقتی به قاتل خود لبخند میزنیم...

ما ایرانی ها اخلاقی های  عجیبی داریم. طرف براحتی برای  حذف مان اقدام میکند، ما هم مثل پیامبران به آنها لبخند میزنیم. بعد طرف با خود می نشیند و میگوید لابد کار ما زیاد هم بد نبوده. و گرنه  باید  چهار تا فحش که می شنیدیم.

 باور کنید  در این مواقع طرف  یک لحظه هم فکر نمی کند که این نجابت شماست که ماجرا را تمام شده میداند. براستی آیا آنها ارزش گذشت و رفتار بزرگ منشانه ی شما را درک میکنند یا بحساب هالو بودتان میگذارند...؟ 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 17:24  
  جنگ پیروزمندانه 33 روزه لبنان...

 جنگ پیروزمندانه 33 روزه لبنان...

اثر تقدير شده در جشنواره سيد حسن نصرالله ....

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 15:57  
 سردبیران مطبوعات باید به کاریکاتور اعتماد کنند...

علیرضا ذاکری «کاریکاتوریست» در گفتگوی اختصاصی با ایسکانیوز:

سردبیران مطبوعات باید به کاریکاتور اعتماد کنند

تهران- ایسکانیوز: علیرضا ذاکری گفت: کاریکاتور همزاد مطبوعات و جدا از آن نمی تواند رشد کند و سردبیران مطبوعات در تمام دنیا برای اینکه مخاطبان شان را از زاویه دیگری هم به مسایل اجتماعی سوق دهند از هنر کاریکاتور استفاده می کنند.

علیرضا ذاکری روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار گروه علمی فرهنگی ایسکانیوز گفت: کاریکاتور هنری است که در آن مفاهیم انسانی و اجتماعی در قالب طنز و با زبانی بسیار شیرین به مخاطب منتقل می شود، کاریکاتور در ارسال پیام به مخاطب بسیار بهتر و با قوت بیشتری نسبت به دیگر رشته های هنرهای تجسمی عمل می کند.

 وی طنز را عنصر لازم و ملزوم کاریکاتور دانست و افزود: اگر عنصر طنز را از کاریکاتور حذف کنیم دیگر نمی توان نام اثر را کاریکاتور نهاد بلکه می شود طرح، طرح تصویرسازی صرف است البته باید بر این نکته توجه کرد که طنز هم تعاریف و انواع متفاوتی دارد طنز فانتزی، طنز فکاهی، طنز اجتماعی، طنز نازل و دیگر انواعش هر کدام به نوبه خود تعریف خاصی دارد. 

 


ذاکری درخصوص دقت نظر و زاویه دید کاریکاتوریست به دنیای پیرامونش گفت: کاریکاتوریست باید نگاهی متفاوت از دیگران داشته باشد و اگر این نگاه خاص در کاریکاتوریست نباشد دیگر اتفاقی نمی افتد و کاریکاتوری خلق نمی شود. نقاش همان چیزی را که مشاهده می کند هنرمندانه ترسیم می کند اما کاریکاتوریست از فضایی که می بیند عبور می کند و دست به ابداع تصویر جدیدی می زند، کاریکاتوریست یابد خلاق باشد واگر کشفی نکند چیزی خلق نمی شود تمامی کاریکاتورها با یک کشف همراه است. 

 ,وی افزود:کاریکاتوریست روابط جدیدی در مناسبات متعارف زندگی پیدا می کند اما باید توجه داشت این نگاه متفاوت نباید دور از ذهن باشد بلکه باور مخاطب باید آن را بپذیرد. این کاریکاتوریست صراحت بیان را از ویژگی های جدایی ناپذیر کاریکاتور دانست و خاطرنشان کرد، یکی از ویژگی های بارزکاریکاتور صراحت بیان است، هر کاریکاتوریست باید با صراحت بیان پیام اثر را به مخاطب القا کند، این ویژگی به طور قطع در تمام آثار یک کاریکاتوریست موفق وجود دارد از دیگر ویژگی های کاریکاتور واحد بودن موضوع آن است یعنی اگر 10 نفر دیگر هم کاریکاتور را ببینید همان پیامی را دریافت خواهند کرد که دلیل طراح برای ترسیم آن کاریکاتور بوده است، به ندرت پیش می آید که یک کاریکاتور برای افراد مختلف پیامهای متفاوت داشته باشد البته ممکن است که مفاهیم دیگری در آن مستتر باشد که به طرح بر نمی گردد بلکه این سلیقه و نگاه مخاطب را نشان می دهد.

وی درخصوص تفکر کاریکاتوریست تاکید کرد: اگر کاریکاتوریست تفکر قاطع و محکمی داشته باشد برای خلق یک اثر به طور قطع همان تفکر مستقل خود را پیاده می کند افکار و ایده های دیگرش در طرح های دیگر نمود پیدا می کند.کاریکاتوریست که در جامعه رشد کرده و در طول عمرش سختی های زیادی را تحمل کرده است کمتر کاریکاتور فانتزی خلق می کند بلکه در خلق کاریکاتور اجتماعی موفق تر خواهد بود نگاه کاریکاتوریست تا حد زیادی به زندگی اش بر می گردد. 

ذاکری درخصوص موفقیت های کاریکاتوریست های ایرانی در این هنر گفت: کاریکاتوریست های کشورمان کمتر از دو دهه به موفقیت های حیرت انگیزی نایل آمده اند، کمترین جشنواره ای را می توان یافت که فهرستی از اسامی کاریکاتوریست های ایرانی در آن نباشد همین حضور در فهرست برگزیدگان هم مشاهده می شود. کاریکاتور هنری انتقادی است و در کشورهایی که نسبت به مسایل فرهنگی حساس هستند رشد نمی کند، هنر کاریکاتور در ایران بعد از انقلاب رشد چشمگیری داشته است به طوری که اخبار کاریکاتور ایران در صدر اخبار جهان جای دارد.

 


 

وی درخصوص مشکلات کاریکاتور در کشور گفت: کاریکاتور هنری غیر انتفاعی است و فرصتهای خاص برای افراد خاص ایجاد می کند زیرا بستر کاریکاتور در ایران بستر کوچکی است این امکان و فرصت برای همه فراهم نیست همین طور در کشور ما مطبوعاتی که به کاریکاتور بها بدهند و برایش هزینه کنند اندک است تعدادکاریکاتوریست هایی هم که از طریق این هنر امرار معاش کنند بسیار محدود است که اکثر کاریکاتوریست ها از طریق شرکت در جشنواره ها فعالیت های گرافیکی گذران زندگی می کنند.

ذاکری گفت:مشکلات دیگر کاریکاتور عدم توجه و حمایت وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی است مثلا خانه کاریکاتور که مسوولیت برگزاری دو سالانه کاریکاتور را بر عهده دارد با مشکلات زیادی مواجه است خانه کاریکاتور تحت حمایت شهرداری است و این اصولا وظیفه شهرداری نیست بلکه توجه خاص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را می طلبد.

ذاکری معتقد است شرکت پی در پی کاریکاتوریست ها در جشنواره ها همراه با تبعات خاصی است و در این خصوص تاکید کرد: شرکت زیاد در جشنواره های کاریکاتور تبعات خاص خودش را دارد کاریکاتوریستی که نتواند آثارش را در نشریات چاپ کند مجبور است به بر پایی نمایشگاه خصوصی روی بیاورد و یا در جشنواره ها شرکت کند. 

 وی افزود:شرکت درجشنواره ها ممکن است همراه خود جوایز و شهرت را داشته باشد اما هر جشنواره سوژه ای را اعلام می کند و کاریکاتوریست با نگرش، اهداف و افکار همان جشنواره پیش می رود، من مطمئنم اگر تمامی کسانی که سالهای سال تمام فکر و توانشان را صرف جشنواره ها می کنند اگر برای خودشان کار کنند به طور قطع کارهای قوی تر و ماندگارترین خلق خواهند کرد.

 وی  «کینو» را یکی از بهترین کاریکاتوریست ها معرفی کرد و افزود: کینو که کاریکاتوریست اجتماعی است بسیار موفق عمل می کند ،کار او شباهت زیادی به کار یک قصه نویس و فیلمساز دارد و لحظات را خوب می شناسد و می داند از چه زاویه دیدی نگاه کند و حتی آثار او را می بینید متوجه می شوید که مثل یک فیلمساز کار می کند مثل یک قصه نویس موفق است مثل یک شاعر نگاه شاعرانه ای دارد. 

 این کاریکاتوریست ، آینده کاریکاتور را امیدبخش ارزیابی و تصریح کرد: آینده خوبی در انتظار کاریکاتور است، کاریکاتور در کشور ما هنر وارداتی است و باید مسیری را طی کند تاجایگاه خودش را پیدا کند، کاریکاتور به راحتی حرفش را می زند و ابزار خاصی نمی طلبد یک کاغذ و قلم کافی است تا اثری خلق شود و با آن بسیاری از حرف ها گفته شود./110/01
 
 
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 16:55  
 دقیقاَ چند ساله اید...

دقیقاَ چند ساله اید...

اگر شناسنامه یا تقویمی در کار نبود ، چطوری میشد عمر دقیق آدمها رو مشخص کرد...؟

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 16:30  
 خانه کاریکاتور کیف دلار برای کاریکاتوریستها پست کرد...!!

خانه کاریکاتور کیف دلار برای کاریکاتوریستها پست کرد...!!

این تیتر در همان نگاه اول پیداست که جدی نباشد. ماجر از این قرار است که خانه کاریکاتور هم بالاخره دلار  چاپ کرد!! اصل ماجرا برمی گردد به این که این دوسالانه کاریکاتور سوژه جالبی را انتخاب کرده است. « پول» موضوع مسابقه این دوره است. سوژه که توپ باشد خلاقیت ها هم یکی پس از دیگری ظهور می کند. این تصویر همان کیف خلاقانه است که برای کاریکاتوریستها پست شده است.

بابا جدي نگيرين. گفتم كه جدي نيست. يه كار خلاقه خوبي است كه فرم و فراخوان شركت در مسابقه به اين شكل كار شده است و بس... پول كجا بوده. البته  خدا كند چنين روزي برسد كه از جايي براي مان كيف پول پست شود.

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 16:54  
 مشکل آدم های بزرگ...

مشکل آدم های بزرگ...

دوستان شما فکر میکنید ما انسانها در مقایسه با این موجود، اگر قرار باشه رشد کنیم و آدم بزرگی شویم مشکلی نخواهیم داشت...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 18:33  
 برای تبریک سال نوروز1386 ...

برای تبریک سال نوروز1386 ...

این صلوات آخرین کار گرافیکی ام درسال ۱۳۸۵ است که تقدیم میکنم به همه شما دوستان که در طی سال گذشته با یادداشتها و کامنت های محبت آمیزتان یاری ام فرمودید. برایتان سالی سرشار از شادی و پاکی ها برایتان آرزو دارم...

این دوتا کاریکاتور هم توی سالنامه جام جم کار شده که برای این ایام درج کردم . امید که خوشتان بیاد... تا سال بعد............................................... علیرضا ذاکری

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 17:0  
 امان از این چهارشنبه سوری...

امان از این چهارشنبه سوری...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 19:22  
 شب عاشقان بیدل ...

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد ...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 19:10  
 آرای مطبوعاتی ...
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 17:12  
 جلوس بر رای مردم ...

جلوس بر رای مردم ...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 19:15  
 پرواز با رای مردم ...

پرواز با رای مردم ...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 19:14  
 روشنگری انتخاباتی ...

روشنگری انتخاباتی ...!!

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 14:33  
 یارگیریهای سیاسی

یارگیریهای سیاسی...!!

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 14:52  
 جایز اول برای مسعود شجاعی ...

جایز اول برای مسعود شجاعی ...

سیدمسعود شجاعی برنده جایزه اول مسابقه سیریا کارتون با موضوع تئاتر شد.ضمن عرض تبریک و آرزوی توفیق برای مسعود خان شجاعی، امید هست که همواره در عرضه کاریکاتور شاهد اقدامات سازنده شان باشیم.

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 و ساعت 15:38  
 ممیز هم آنجا بود...

ممیز هم آنجا بود...

در یک شب نیمچه سرد پاییزی در زیر نم نم باران سومین جشن تصویر سال افتتاح شد. آثار عکاسان- گرافیستها و بخصوص آثار کاریکاتوریستها در نوع خودش جلوه ای بی نظیر داشت... گزارش بیشتر در سایت پرشین کارتون. اصل ماجرا هم که خانه هنرمندان بر قراره. وقت کردین برین. دیدنیه.

http://www.haditoons.com/news.php?news_uid=1782

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 17:0  
 بنزین کوپنی میشود

بنزین کوپنی میشود...

من که شک ندارم بالاخره این بنزین کوپنی میشود و تمام. آخه چه معنی داره یه دولتی بیاد بنزینو با لیتر ۴۸۰ تومان وارد کنه، بعد بیاد ۴۰۰ تومان توی هر لیتر سوبسید بده. یعنی آقا که میره بنزین بزنه توی هر ۱۰ لیتر، ۴ لیترش سوبسیده که سه تا ۴۰۰ تومانی میره توی جیب طرف. حساب کنید ۳۰ لیتر یعنی ۳۶۰۰ تومان پول نقد که در هر روز توی جیب ماشین داره ها میره ، ولی سر بقیه ملت بی کلاه میمونه. هیچی نشه پول سیگارمون که درمیاد. حیف شد که ما سیگاری نیستیم... حالا اگه  مثل کشور عراق اگه قراربشه یه پولی بهمون بدن، چه بکنیم با این پول؟!  

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه هفتم آبان 1385 و ساعت 22:5  
 همه بیائیم به افزایش قیمت ها کمک کنیم...!

همه بیائیم به افزایش قیمت ها کمک کنیم...!

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 و ساعت 16:38  
 تابوت، آخرین وسیله نقلیه...!!
 

تابوت، آخرین وسیله نقلیه...!!

 خیلی ها  واسه رفتن به مشهد جونش درمیره. تا دو روز تعطیلی برسه می پرن میرن. یا شمال یا مشهد... شنیدین که میگن مسافرت با هواپیما خطرناکه. پیشنهاد مناسبت تر قطاره. بشرطی که ایستگاه نیشابور نداشته باشه...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 16:51  
 مقتول مهربان

مقتول مهربان...

خنده بر هر درد بی درمان دواست. یادتون باشه اگه بعد از هزار سال عزرائیل سراغتون آمد بهش لبخند بزنین. شاید افاقه کرد و یه دویست سالی بیشتری عمر کردین...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 و ساعت 19:5  
 

ایشان...؟؟؟

گدا - متکدی - سائل - مستمند - مستضعف - آسیب پذیر - کم درآمد - نیازمند - روی سرخ نگهدارنده - قانع - کسی که بخور و نمیر باشد - آبرو نگهدارنده و یا زیر خط فقری... این کیست  و شبیه کیست؟

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه ششم مرداد 1385 و ساعت 19:16  
 سفیران صلح ...

بدون شرح...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه ششم مرداد 1385 و ساعت 19:4  
 

وقتی کلاهی ببارد...

وقتی بخواد از آسمون کلاهی بباره، همه امید دارن که سرشان بی کلاه نمونه. اما نظر من اینه که فقط  « سر یکی کلاه میره »، بقیه باید بمونن که تا کی روزگار بخواد کلاه دیگر سر دیگری بذاره، اون وقته که همه هجوم میارن تا سرشان بی کلاه نمونه. باید دعا کرد این کلاه زیاد گشاد نباشه...

داستان خیلی کوتاه: میگویند در زمان  گذشته اربایی ۱۰ گوسفند را  به مردی روستایی میدهد تا آنها را به شهر برده و تحویل به شخصی دهد. او می پذیرد. در بین راه یک گوسفند را به سبب گرسنگی می خورد. موقع تحویل از و می پرسند چرا ۹ گوسفند است و یکی کم . می گویید من از کم بودنش چیزی نمی دانم و نهایتاْ زیر بار هیچ چیزی نرفته  و فقط می گویید من کارم درست انجام شده. آنها به اجبار ۱۰ نفر را آورده تا هر کدام گوسفندی را بردارند. وقتی که یک نفر  گوسفند به او نمی رسد به آن مرد روستایی میگویند حالا متوجه شدی که یک گوسفند را کم آورده ای می بینی که به ایشان گوسفندی نرسید!؟؟ مرد روستایی  در پاسخ می گوید: او خود مقصر است. زرنگ نبود و چیزی گیرش نیامد...!!

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 و ساعت 18:22  
 

ما در پی زندگی هستیم یا زندگی در پی ماست...؟

تیتر بالا از اون تیتر های بیخود دم دستی شد. عیبی نداره. مهم اینکه که بدونیم داریم چه میکنیم با خودمون. هی دویدن. براستی ما در پی نیازهایمان میدویم یا نیازها ما را تعقیب میکنند... جداْ شده به این موضوع کمی فکر کنیم. این نیازهای کاذب که توسط کمپانیهای بزرگ برای ما ترسیم میشود آیا پایانی دارد. گذشتگان ما و نسلی که اکنون هم سایه اش برسر ماست آیا امکانات و نیازهای ما را داشته اند. آیا نمیشود بدون موبایل- بدون ماکرویوو - بدون قهوه ساز و بدون یخچال (سایدبای ساید) زندگی کرد. این چه تفکر ناشیانه ای است که ما را بی هیچ مقاومتی در پی خود روان ساخته است... آیا آنچه ما در پی اش هستیم رفا است. رفاهی که باید برای کسبش،  همه آسایش خود را فدا کنیم... آیا ساده زیستی سخت است. آیا نزدیکتر و شبیهه تر به ذات انسانی خود باشیم مشکل  است ... 

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه هجدهم تیر 1385 و ساعت 19:55  
 

چگونه میتوان نان درآورد

من شک ندارم تاسیس دانشگاه برای نان لازم است. تنها کسانی که براحتی میتوانند نان درآورند  نانواها هستند. بقیه مردم چه کنند. ما باید برای نان درآوردن  کلاس ببینیم و ...باور کنید شوخی نمی کنم. اما ما اگر  واقعاْ دنبال نان باشیم زیاد سخت نیست. کافی است بنویسیم بابا نان داد. و بابا نان میدهد... اما بدبختی این است که ما به نان تنها قانع نیستیم! گوشت هم میخواهیم، آن هم خوردنش در لابی ویلا یا باغی دراندشت. و هزاران خواسته بی حدو حصر دیگر که تمامی ندارد باور ندارید کاریکاتور بالایی و شرحش را بخوانید...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در یکشنبه هجدهم تیر 1385 و ساعت 19:43  
 درد مشترک

درد مشترک

... خوش بحال لاک پشت، خوش بحال هلزون. درسته که خونه بدوشی سخته. ولی یه لطفه بزرگی خدا بهشون داده، و اون اینکه اونا بی خانمان نیستن. بی خانمانی این نیست که توی کوچه بخوابی. بی خانمانی این است که در کمال سر بلندی و  افتخار به این مملکت، که ایرانی هستی و کلی بخاطرش جنگیدی و احیاناْ سربازی هم رفته باشی،  ولی حتی یک متر از این سرزمین مال شما نباشه... آخه باید یه متر از این کشور به این بزرگی به ماهم برسه. میگن غصه نخور. یک متر زمین بالاخره بهت میدن. فقط باید بمیری تا به حقت برسی...

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 و ساعت 17:24  
 فوتبال را گاز باید زد با چرم

فوتبال را گاز باید زد با چرم

این چند کاریکاتور با همه کاستی هایش توی همین دو هفته ای که گذشت ، صحفه یک جام جم درجشان کرد. خوب فوتبال کشورما همینه دیگه. زیاد نمیشه در موردش مستقیم سروصدا کرد. غیر مستقیم از جاده های معنا. شاید بدرد وقتهای دیگه هم بخوره. داورهای این جام جهانی چه کردند. چارتا- چارتا کارت دادند. این یعنی که فوتبال امروز دنیا زیاده هم متمدنانه نیست. انصافاْ بچه های تیم ما خیلی سعی کردند یه فوتبال خوبی ارائه بدن. البته این درحالی است که نتیجه برای ما مهم نباشد. به یاد آورید بازی هلند و پرتغال را. انصافا این فوتبال بود. تیم ما بکرات فرصتهای گل زیباتر و به مراتب بیشتری از هلند داشت. قبول ندارید از فردوسی پور بپرسین... بگذریم

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 1:1  
 غرق فوتبال یا فوتبال غرق شده
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 1:0  
 فتح دروازه حریف!!!
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 0:59  
 بازنده اصلی مردمند
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 0:58  
 مذاکرات ادامه دارد
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 و ساعت 19:37  
 مثلاَ درختکاری
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 و ساعت 19:48  
 ترک عادت موجب چیست؟؟
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه سیزدهم اسفند 1384 و ساعت 19:55  
 زندگانی
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه سیزدهم اسفند 1384 و ساعت 19:53  
 

 

 

دانه درشتها

این کاریکاتور اخیراْ در صفحه یک روزنامه جام جم کارشده است. دانه درشتها موضوعیه که از مدتهاست قراره روش کار کنن!. فکر کنم کار شد. شماخبر دارید؟

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه یکم اسفند 1384 و ساعت 18:31  
 

 

 

 

 

 

کاریکاتورهای مطبوعاتی

این کاریکاتور یکماه بیشتره که توی ستون کاریکاتور روزنامه رسالت چاپ شد. اون هم به مناسبتی . امسال بعد از کاریکاتورهایی که با موضوع انتخابات در اردیبهشت ماه   توی این روزنامه کار میشد، دیگه  این ارتباط قطع شدتا همین کار.

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه یکم اسفند 1384 و ساعت 18:23  
 

سپاه ابرهه از وادی دانمارک

من که شک ندارم این حرکاتی که دنیای غرب علیه اسلام و مسلمانان به راه انداخته نتیجه ای برایشان در بر نخواهد داشت. تصور آنها آن است که اسلام هم مثل همه ادیان و مذاهب گوناگون و متعدد ساخته دست بشر  و گروه های اقلیت است که بشود آنرا به این آسانی نابود و یا احیاناْ ضربه ای به آن زد. اسلام از میان قرنها و گذشت زمانها زنده و با طراوت به مسیر الهی اش ادامه می دهد. زیرا صاحب و مالک آن خداوند بزرگ است و براحتی جواب این سپاه ابرهه را خواهد داد. آنان با آنکه می دانند که به جنگ خدا رفته آند به قادر متعال و پیامبر الهی اش اهانت می کنند. جواب این اهانت را چیزی جز عقب نیشنی و شک نخواهد بود.

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت 2:58  
 همزیستی در ارتفاعات

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 1:7  
 
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 1:6  
 

کاریکاتور های جنگ

کاریکاتورهای جنگ من بر می گرده به اوایل دهه هفتاد. دوست عزیزم محمدحسین جعفریان که از (زمان تیموریان )  دوستیمون سابقه داره باعث شدن من با کمک و همفکری اش در دوره ای کاریکاتورهایی راخلق کرده و نمایشگاهی  ترتیب بدهیم. تجربه ی خوشایندی برایم بود. به همین سبب من کاریکاتورهای جنگ را ادامه دادم. جنگ و دفاع مقدس ما سرشار از مفاهیم  انسانی است که برای قرن ها می تواند تغذیه کننده ی آثار هنری مان باشد. مفاهیمی که بطور معمول در ماجرای های تاریخی و افسانه ها میتوان سراغ آنرا گرفت. این اتفاق بزرگ سبب گردید تا انبوهی از منابع انسانی در دسترس ما قرارگیرد. شک نکنیم که اگر نتوانیم از این موهبت بزرگ بهره ی کافی را ببریم و در انعکاس و بسط دادن این وقایع حیرت انگیز بشری کوتاهی کنیم ، هرگز پاسخی برای آیندگان نخواهیم داشت ... اکنون در کنار ما عده ای از جنس خودمان منتظرند تا کسی از راه برسد و بگوید چرا؟ شما چرا اینگونه بودید. این بی اعتنایی سخت است. سخت برای کسانی که آنچه از هستی خود داشته اند، داده اند... و ما....

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 1:5  
 

کاریکاتور هنری انتفاعی برای بعضی

وفتی صحبت از کاریکاتور به میان که می آید  ذوق و سلیقه همه دوستان تحریک می شود. کافی است چند کاریکاتور وجود داشته  باشد. انصافاْ بعضی از دوستان فکرهای باحالی دارند. اما حیف که از طراحی هیچ سر رشته ای ندارند.  این بد نیست،  نون ما کاریکاتوریست ها همینطوری هم از روز اول به شکل آجر خلق شده است، کافیه سر و کله چند تازه وارد هم به میان بیاید، دیگر کار  تموم است؟!. ولی خوشبختانه در میان کاریکاتوریست ها مثل دیگر انصاف هنری، از آن دعواهای اساسی خبری نیست. فهمیدن علتش هم زیادسخت نیست. در دنیای کاریکاتور از پول و پول در آوردن خبری نیست که هیچ، باید کلی هم در این عالم هزینه کنی. این مهم باعث شده برو بچه های کاریکاتوریست درمیان  صلح و صفا وکنار هم همیشه مثل دوستهای بی خطر کار کند. می گویید خیر، صبر کنین تا یک جشنواره کاریکاتور با جایزه های مایه دار از راه برسد. جنگ و دعواهاست که راه می افتد... آنچه  عرض شد مورد تایید همه ایرانی های  منصف و مطلع خواهد بود .... زیرا...

|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 0:46