|
شرحي توصيفي بر آنچه در غدير گذشت...
شرحي توصيفي بر آنچه در غدير گذشت... * عليرضا ذاكري امشب آسمان يمن از شوق شنيدن قصه غدير، اختيار از كف داده است و ستارگان را به حال خود رها كرده است. صداي بال ملائك نيز بيامان بر در و ديوار ملك يمن ميكبود و اين بوي گل ياس كه نميگويند از كدامين باغ بهشت اينچنين هستي را بيطاقت كرده است. كسي باور نميكرد كه پس از پيمودن آن همه راه طولاني از يمن يا سرزمينهاي ديگر تا مكه و پس از شش روز پي در پي مراسم حج را به جاي آوردن پيامبر دستور دهد كه بي هيچ استراحتي بايد آنجا را ترك گوييم. چارهاي نبود و فرداي آن روز پس از نماز صبح و در روشني كمرنگ آسمان همه را به راه افتادند. پيامبر (ص) بر شتري سوار بود و از جلو ميرفت و كاروان عظيم حاجيان نيز به ترتيب از مكه خارج ميشدند. روزها راه ميرفتيم و شب به استراحت تا اينكه شش روز به همين صورت گذشت. اما روز هفتم گونهاي ديگر بود. خورشيد از همان اول صبح پنجه سوزانش را در خاك بيابان انداخته بود. پيامبر(ص) آماده رفتن شد و علي (ع) پروانهوار گرد او ميگشت وياران مهربان و همدل، همچون سلمان و اباذر و مقداد و ... نگران پيامبر بودند. كساني كه راه را ميشناختند گفتند امروز در راه جحفه هستيم. جحفه مكاني است كه حاجيان از هم جدا ميشوند. اگر بيتوقف ميرفتيم نزديك ظهر آنجا بوديم. پس از ساعتي حركت پيامبر(ص) را ديدم كه از مركبش پياده شده است و با علي دركنار هم راه ميروند؛ دست در دست هم و شانه به شانه هم. مثل دو برادر و مثل دو دوست. مثل دو نور و مثل يك روح در دو بدن. مدتي در درياي خاطرات غوطهور بودم كه ناگهان ديدم كاروان از حركت ايستاد و پيامبر (ص) نشست. سرتاسر بيابان را سكوت فرا گرفت و زمان از حركت ايستاد. فاصلهاي با حضرت نداشتم. چهرهاش را در هالهاي از نور ديدم و قطرات درشت عرق بر پيشاني مباركش همچون مراوريد نشسته و درخشيدند وغلطيدند. شنيده بودم كه اين حالت زمان نزول وحي است و جبرئيل پيامي از طرف خدا ابلاغ شود اما پيامبر (ص) بعد از درنگي برخاست و بي هيچ سخني به راه خود ادامه داد. بيم و اميد در دلها پيچيد و زمزمههايي در جمعيت. چرا پيامبر، وحي خداوند را ابلاغ نكرد؟ ساعتي ديگر كاروان به راهش ادامه داد و خورشيد به اوج آسمان رسيده بود و از شواهد چنين برميآمد كه به جحفه نزديك هستيم. چند درخت كنهسال كم برگ و بار از دور نمايان شد. ناگهان شتر رسول خدا ايستاد. آثار وحي براي سوم بود كه امروز در چهره پيامبر نمايان شد و... اين بار انتظار به پايان رسيد و لبهاي مبارك پيامبر به اين آيه از قرآن كشوده شد: اي پيامبر آنچه را از خداوند بر تو نازل شده است، ابلاغ كن كه اگر چنين نكني تبليغ رسالت خدا نكردهاي. خداوند تو را از شر مردم در پناه خود نگه ميدارد و كافران را هدايت نميكند « سوره مائده آيه 67» نگاهها به هم گره خورد. بي هيچ حرفي. پيامبر گويي قوت مضاعفي يافته بود. فرمود: همين جا ميايستيم، زيرا امر مهمي پيش آمده است. زماني نگذشت كه جمعيت در نيم دايرهاي وسيع مقابل آن حضرت قرار گرفت و به دستور حضرت زير درختان از جهاز شتران و سنگها پشتهاي ساخته شد. مردمان بعضي نشسته و بعضي ايستاده منتظر سخنان پيامبر بودند. محمد(ص) سر به زير افكنده بود و درفكر عميقي فرو رفته بود. لحظهاي بعد حضرت برخاستند. زمين بر مدار خود نميگشت و زمان ايستاده بود. پيامبر از پشته بالا رفت. جان جهاني بود كه اوج ميگرفت. آنگاه كه بر فراز آن ايستاد، علي(ع) را نيز به سوي خود فرا خواند. اميرالمومنين چون كوهي به بلنداي آسمان فلك از جا برخاست و در سمت راست آن حضرت و كمي پايينتر جاي گرفت. آسمان به ركوع رفت و كرات به سجده افتادند. پرندگان صحرايي چون برگ به شاخهها چسبيدند وسكوت بر زمين و زمان چيره گشت و محمد چنين فرمود: بدانيد در اين سفر جبرئيل دوبار برمن نازل شد و از جانب خداوند به من ميفرمود تا عليابن ابيطالب را وصي و جانشين خود اعلام كنم اما من از جبرئيل خواستم از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ اين امر مهم معاف كند، براي آگاهيام از كمي متقين و بسياري منافقين، اما خداوند وحي ميفرمود: اگر اين ماموريت را به انجام نرساني رسالت پيامبران را به پايان نرساندي... پيامبر ساعتي به ايراد خطبه پرداخت و آنچه گفت از علي و اولاد علي و از دوستانش و دشمنانش و از شان علي گفت. پس از آن نماز ظهر و عصر به جاي آورديم و مردم با علي پيمان بستند. مراسم بيعت سه روز ادامه داشت. همه با اوبيعت كردند حتي آنان كه در آينده با علي و اولادش بد كردند. گوارايت باد اي پسر ابوطالب كه صاحب اختيار من و هر مرد و زن مومن شدهاي. |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 16:30 گرافیک غدیر...
کاریکاتوری خلاقانه از واکنش بوش به پرتاب کفش از سوی خبرنگار عراقی
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 19:9 كمي روستا، كمي كوير ... 1368
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 12:45 منابع تصويري دفاع مقدس بايد پالايش شود
منابع تصويري دفاع مقدس بايد پالايش شود خبرگزاري فارس: سرداور و داور بخش گرافيك و طرح جلد دوازدهمين جايزه كتاب سال دفاع مقدس گفت: طراحان گرافيست با نوآوري و پالايش مجدد منابع تصويري جنگ و افزايش گستره تصويري اين حوزه، مفاهيم و مضامين نويي را در آثار گرافيكي دفاع مقدس پديد آورند. عليرضا ذاكري در گفتوگو با خبرنگار فارس، بيان داشت: با نگاهي به آثار چشمگير و جذاب در عرصه گرافيك دفاع مقدس، خصوصا جلد كتاب، چنين توقع بر ميآيد كه در حال حاضر اين عرصه صاحب قويترين آثار باشد. متأسفانه اين اتفاق به شكل وارونه رخ داده و شاهد توليد انبوهي آثار ضعيف از گرافيستهاي دست چندم هستيم. |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه ششم آذر 1387 و ساعت 15:50 هفتاد سال هنر مدرن ايران
«هفتاد سال هنر مدرن ايران» به نمايش درميآيد
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در چهارشنبه ششم آذر 1387 و ساعت 15:34 |
|


