|
دیدارهای پنهان بصری این پوستر اواخر تابستان امسال طراحی شد. موضوعات مذهبی وقرآنی همیشه حس وحال و فرم های مخصوص به خودش را به همراه خود دارد. کافی است طراح در همان فرمها تلاش کند و فرم موردنظر خود را بیابد و گر جواب نگرفت فضاها و تجربه های جدیدی را آغازکند. بطورمعمول اگر این حرکتهای نو با موضوع چفت و بست داشته باشد خوب جواب مید هد و گر به هوای نو آوری طراح از موضوع مطروحه دور شود نتیجه به هر میزان هم اگر زیبا شده باشد ارزش چندانی ندارد ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت 3:22
بعضی از آثار گرافیکی که در ماه های اخیر در زمینه فرهنگ و هنر طراحی و اجرا کرده ام تقدیم میشود. امیدکه در ادامه از دیگر آثاری که در ماهاو سالهای گذشته طراحی نموده ام به مرور تقدیم گردد. این روند از این پس به این منوال خواهد بود که آثار جدید نیز به روز در همین وب تقدیم گردد. به مدد حضرت حق.
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت 3:16 سپاه ابرهه از وادی دانمارک من که شک ندارم این حرکاتی که دنیای غرب علیه اسلام و مسلمانان به راه انداخته نتیجه ای برایشان در بر نخواهد داشت. تصور آنها آن است که اسلام هم مثل همه ادیان و مذاهب گوناگون و متعدد ساخته دست بشر و گروه های اقلیت است که بشود آنرا به این آسانی نابود و یا احیاناْ ضربه ای به آن زد. اسلام از میان قرنها و گذشت زمانها زنده و با طراوت به مسیر الهی اش ادامه می دهد. زیرا صاحب و مالک آن خداوند بزرگ است و براحتی جواب این سپاه ابرهه را خواهد داد. آنان با آنکه می دانند که به جنگ خدا رفته آند به قادر متعال و پیامبر الهی اش اهانت می کنند. جواب این اهانت را چیزی جز عقب نیشنی و شک نخواهد بود. |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت 2:58 عکاسی و عکس گرفتن باید همیشه به عهده ی عکاسان باشد. این درحالی است که هنرمندان نقاش و گرافیست حتماً عکاسی را میدانند و باید خوب عکس بگیرند... اگر چنین نباشد در میدان کارشان نقصی پنهان خواهدبود. گرافیست لزومی ندارد دوربین بدست بگیرد و در واقع خبری حضور پیدا کند و عکس تولید کند، اما برای آنکه مهارتهایش را هر روز توان مضاعفی بخشد میتواند در این میدان هم هنر و استعدادش را بکار بگیرد تا آثاری از این دست نیز خلق کرده باشد... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 2:0 ![]()
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 1:35 نقشها و خیال های دوران کودکی را همه دوست دارند. آدمی در آن سالها هنوز روح و روانش پاک است. او دیری نیست که از سوی خالقش آمده. از عالم پاکی به دنیای خاکی پای نهاده. به همین روی است که خاطرات آن ایام و تصاویرکودکی به این میزان پاک است و آدمی را تا همه عمر بدرقه میکند و چون ارتباطی باریک و نامرئی بین خوبی ها و بدها مرزی را رسم میکند، تا نیک بدانیم چه بوده و چه شده ایم. به قول دوستی، ما چون کفتری می آییم و چون کفتاری می رویم. حیف که تصاویر کودکی مان با ویرویسهای روزمره گی رنگ می بازند... فیلسوفی می گفت من، هم می نویسم و هم نقاشی می کشم. صبح که بیدار می شود آن نوشته ها را میتوانم دور بریزم اما نقاشی ام را نگه میدارم... |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 1:29 همزیستی در ارتفاعات
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 1:7
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 1:6 کاریکاتورهای جنگ من بر می گرده به اوایل دهه هفتاد. دوست عزیزم محمدحسین جعفریان که از (زمان تیموریان ) دوستیمون سابقه داره باعث شدن من با کمک و همفکری اش در دوره ای کاریکاتورهایی راخلق کرده و نمایشگاهی ترتیب بدهیم. تجربه ی خوشایندی برایم بود. به همین سبب من کاریکاتورهای جنگ را ادامه دادم. جنگ و دفاع مقدس ما سرشار از مفاهیم انسانی است که برای قرن ها می تواند تغذیه کننده ی آثار هنری مان باشد. مفاهیمی که بطور معمول در ماجرای های تاریخی و افسانه ها میتوان سراغ آنرا گرفت. این اتفاق بزرگ سبب گردید تا انبوهی از منابع انسانی در دسترس ما قرارگیرد. شک نکنیم که اگر نتوانیم از این موهبت بزرگ بهره ی کافی را ببریم و در انعکاس و بسط دادن این وقایع حیرت انگیز بشری کوتاهی کنیم ، هرگز پاسخی برای آیندگان نخواهیم داشت ... اکنون در کنار ما عده ای از جنس خودمان منتظرند تا کسی از راه برسد و بگوید چرا؟ شما چرا اینگونه بودید. این بی اعتنایی سخت است. سخت برای کسانی که آنچه از هستی خود داشته اند، داده اند... و ما.... |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 1:5
کاریکاتور هنری انتفاعی برای بعضی وفتی صحبت از کاریکاتور به میان که می آید ذوق و سلیقه همه دوستان تحریک می شود. کافی است چند کاریکاتور وجود داشته باشد. انصافاْ بعضی از دوستان فکرهای باحالی دارند. اما حیف که از طراحی هیچ سر رشته ای ندارند. این بد نیست، نون ما کاریکاتوریست ها همینطوری هم از روز اول به شکل آجر خلق شده است، کافیه سر و کله چند تازه وارد هم به میان بیاید، دیگر کار تموم است؟!. ولی خوشبختانه در میان کاریکاتوریست ها مثل دیگر انصاف هنری، از آن دعواهای اساسی خبری نیست. فهمیدن علتش هم زیادسخت نیست. در دنیای کاریکاتور از پول و پول در آوردن خبری نیست که هیچ، باید کلی هم در این عالم هزینه کنی. این مهم باعث شده برو بچه های کاریکاتوریست درمیان صلح و صفا وکنار هم همیشه مثل دوستهای بی خطر کار کند. می گویید خیر، صبر کنین تا یک جشنواره کاریکاتور با جایزه های مایه دار از راه برسد. جنگ و دعواهاست که راه می افتد... آنچه عرض شد مورد تایید همه ایرانی های منصف و مطلع خواهد بود .... زیرا... |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 0:46
یاد استاد به نام او که همه زیبایی ها از اوست و مهم تر اینکه او عاشق زیباییهاست. آنانکه به مدد حضرت حق و آنچه در وجودشان به ودیعه نهاده به خلق آثاری دست می زنند بی شک به ذات انسانی خود نزدیکترند. حقیر خدای بلند مرتبه را بسیار شاکر است و به سبب این همه توان که در ذاتم قرار گرفته وظایفی سنگین را بر دوشم احساس می کنم. اما از سویی دیگر این مملوک خداوند احساسی جز ضعف و فانی بودن در قلب و روحم ندارم. ولی باید خوب بدانم آنچه را توان به انجامش دارم بی سبب در ذاتم قرار نگرفته. یادصاحب ویا مالک قادر متعالم، مرا در مسیر عمرم یاری کمتر خطا کردن عطا فرما... آنچه در پیش روی دارید. چه در گرافیک و دیگر موضوع ها. همه و همه از لطف استادانم می باشد. اول خلقم که مرا اینگونه آفرید بعد برادرم و استادم هادی تقی زاده... او که برای همه عمر بی نیاز از همه بزرگان هنر کرد. حقیر حتماْ وظیفه دارد به احترام تعهد هنر و اخلاق استادش او را همه ی عمربه نیکی یاد کند و آرزوی سعادت... |+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 0:19 من با ناگفته های از آن سوی دیوار تنهایی ها
|+| نوشته شده توسط علیرضا ذاکری در شنبه هشتم بهمن 1384 و ساعت 0:30 |
|














